کارت کولبری؛‌ آخرین تدبیر دولتی‌ها برای سامان دادن به وضعیت معیشت کوله‌بران

دولت می خواهد کارت کولبری به کولبران تعلق گیرد و خیلی ساده انسانی از سرناچاری و برای لقمه ای نان، همه شخصیت و مقام و منزلت خود را بدهد تا رسما او را بارکش بخوانند این بخشی از پروسه یک پروژه است.

بعد از مرگ این کولبر کوچک اندام و بزرگ دل و کسانی بودند که مرثیه سر دادند و داستان سرایی کردند تا این فاجعه انسانی را به تصویر بکشند و در این میان هم در لابه لای غم و اندوه مرگ فجیع این دو برادر کسانی بیشتر از زاویه ترحم و احساس، قلم فرسایی کردند و درد و رنج انسان کولبر را به تصویر درآوردند.

بازخورد این رویداد تلخ از  طریق رسانه هایی بورژوایی بی بی سی و صدای آمریکا همراه با قلقلک احساسات مردم از طریق پخش گزارش ها و مستندهای درباره کولبران انجام شد.

هرچند که این رسانه ها قاعدتا نمی خواهند انسانی را به خاطر مبارزه جو بودن شجاعت و شهامتش به قهرمان تبدیل کنند پس بایستی از همان دریچه یعنی ترحم و برانگیختن احساسات عامه مردم انسان ها را تعریف کرد و به تصویر کشاند و در منظر زوم دوربین های خود قرار دهند.

آنها انسان را به دلیل تحمل زجرهایی که مقام و منزلت انسانیشان را به مقام حیوانی تقلیل می دهد می ستایند همه سختی ها و رنج ها را تحمل می کنند چون صدها نفر در این را به شکل مختلف جان باخته اند زخمی شده اند اما باز هستند انسان هایی که این راه را با آگاهی از وجود خطرات آن می پیمایند تحمل می کنند و باز تحمل می کنند.

رسمیت بخشی به کولبری آری یا نه؟

در میان این همه درد و رنج تنها کاری که به نظر همه رسید رسمیت بخشی به کولبری به عنوان یک شغل بود!

یعنی می خواهند کارت کولبری به این مردم تعلق گیرد، و خیلی ساده انسانی از سرناچاری و برای لقمه ای نان، همه شخصیت و مقام و منزلت خود را بدهد تا رسما او را بارکش بخوانند این بخشی از پروسه یک پروژه است.

در تشییع جنازه فرهاد خسروی و در بحبوحه اعتراض مردمی نسبت به مرگ این کودک عده ای تحت عنوان فعالین مدنی و با نام معتمدین با دستاویز قرار دادن شعار کشتار کولبران را متوقف کنید در حمایت از طرح ساماندهی کولبران و هدایت افکار عمومی به سمت و سویی که این کار مشقت بار که انجامش در شان هیچ انسانی نیست را به عنوان شغل به رسمیت بشناسند.

شعار کشتار کولبران را متوقف کنید اوج شارلاتانیسم است! چون این شعار نه هدفش نیروهای امنیتی مسلح در مرزها بود بلکه سیگنال های است که جامعه را هدف قرار داده است برای اینکه در ذهن و ضمیر انسان ها نهاینه کنند بارکشی و کولبری را به عنوان یک شغل؟

حضرات فعالین مدنی با طرح چنین شعارهایی که آن را تحت عنوان پرطمطراق مبارزه به جامعه می فروشید در کجای این پروژه ایستاده اید آنهایی که تن به بردگی کولبری می دهند انسان های هستند که تسلیم شرایط شده اند آنها حق دارند رفاه داشته باشند، امنیت داشته باشند، شغل داشته باشند مقام و منزلت انسانی داشته باشند تا برای امرار معاش هویت انسانیشان را نفروشند!

نمایندگان مردم کردستان در کدام طرف زمین ایستاده اند!

هرچند به شما که خود هم نمی دانید حسابتان با خود و مردمتان چند چند است، اعتباری نیست، اما در این میان هستند نمایندگان و مسئولان بلند پایه ای استانی که مثل شما در طرف ناحق ایستاده و هرجای که کلیدشان نچرخید از واژه های کولبری نهایت سوء استفاده را بکنند و شعار رسمیت دهی و تسهیل آن را سربدهند.

چه فرهادهای که در این کوه ها بی سر و صدا چال شدند و حضرات عالی تنها شعار سر دادند.

جمعیت استان کردستان بالغ بر یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر است، و نصف این جمعیت هم غالبا با معضل بیکاری روبه رو هستند، که شغل های مثل کارگری، دست فروشی، جمع آوری ضایعات و غالبا کولبری را جایگزین کار و پیشه ای به عنوان شغل رسمی کرده اند.

این معضل کولبری هم در شهرستان های سروآباد، مریوان و بانه به مراتب بیشتر از سایر نقاط است، مردمی که در این شهرستان ها ساکن هستند با نبود شغل مناسب در نهایت کولبری را نزدیک ترین راه کار برای رفع مشکل بیکاری خود می دانند.

شغلی پر مشغله، سخت، طاقت فرسا و درد آور که علاوه بر نزدیک کردن مرگ انسان، اولین مشکل دیگری که برای فرد ایجاد می کند مبتلا شدن به انواع و اقسام امراضی است که در نتیجه بارکشی و حمل اجسام سنگین برای فرد ایجاد می شود را در پی دارد.

بنابراین در مریوان و بانه ابتدا پدر خانواده در سریعترین زمان ممکن اگر شانس بیاورد و به دره سقوط نکند، از کار افتاده خواهد شد، بعد فرزند ذکور ارشد، و بعد پسرهای دیگر، که اگر جان سالم به در ببرند در نهایت از کار افتادگی آخرین مرحله زندگی آنها خواهد بود، و با این حساب مادر خانواده و دیگر فرزندان مونث پا در جای پای پدر و همسر و برادران خود می گذارند و این پروسه در مرزهای کردستان ادامه دارد….!

و این مرزها بلای جان مردم کردستان شده است! مردم کردستان از یکی از بزرگترین نعمت های خدادادی بهره مند هستند و متاسفانه به دلیل بی کفایتی مسئولان استانی بدترین چوب را از همین مرز می خورند.

وعده های ایجاد منطقه آزاد بانه و مریوان همچنان سوت می کشد!

ایجاد طرح آزاد بانه و مریوان یکی از پروژه های عظیمی که تحولی بس شگرف برای استان به دنبال خواهد داشت، اما متاسفانه هرگز عملی نخواهد شد و تنها مردم به وعده های انشالله و حتما ها دل خوشند و بس.

طرح آزاد مرزی یک تحول و انقلاب اقتصادی است که تنها کمی همت مسئولانه و دلسوزانه می خواهد با تائید نهایی این طرح از سوی پایتخت نشینان و ارسال تائیده نهایی توسط مسئولان و نمایندگان استانی حقیقتا کردستان آنقدر شیر زن و شیر مرد دارد که پایان کار این طرح نیمه تمام را رقم بزنند.

کاش به جای به رسمیت شناختن کولبری به عنوان یک شغل رسمی، مسئولان برای طرح منطقه آزاد مرزی بانه، مریوان و سقز همت می گماردند و تلاش می کردند تا هویت و شخصیت مردمان ما در زیر کرور کرور برف و سرما با بارهای سخت و سنگین له نشود.

کار سختی نیست، حتما که نباید فرهادی زیادی زیر برف مدفون شوند تا مسئولان در نتیجه فشار فضای مجازی به هوش شوند و در نهایت اقدامی جدی و اساسی را برای کردستان لحاظ کنند.

مشکل اصلی مردم کردستان تنها و تنها بیکاری است، معضلی که اگر ریشه ای حل و فصل نشود در نهایت تیشه به ریشه جوانی خانواده های کردستانی می زند.

دانا
انتهای خبر/